محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
320
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
خشك نمىشود . ( و لا ملكتهم الأشغال فتنقطع بهمس الجؤار إليه أصواتهم ) هيچ كارى جز عبادت و ذكر ندارند . ( و لم تختلف في مقاوم الطّاعة مناكبهم ) « مقاوم » به معناى صفها است و معناى اين بند آن است كه آنان براى عبادت خداوند ، همانند يك تن گشته و ايستاده و به صورتى شگفت در صفهايى قرار گرفته و قدمى از صف خويش پس يا پيش نمىروند . ( و لم يثنوا إلى راحة التّقصير في أمره رقابهم ) گردنهايشان در فرمانبردارى از خدا راست است و از روى تنبلى يا كمكارى كژ نمىگردد . ( و لا تعدو على عزيمة جدّهم بلادة الغفلات ) نه فراموش مىكنند و نه از تلاش در طاعت خداوند و پرستش وى بازمىايستند و نه در تعداد ركعات نمازشان شك مىكنند و نه در گفتار و كردارى اشتباه مىكنند . ( و لا تنتضل في هممهم خدائع الشّهوات ) هيچ اثرى از هواى نفس و شهوت در تلاش و همت بلندشان ديده نمىشود . ( قد اتّخذوا ذا العرش ذخيرة ليوم فاقتهم ) اخلاص خداوند و عمل براى جلب خوشنودى او را ذخيره رهايى خويش در روز رستاخيز قرار دادهاند . ( و يمّموه عند انقطاع الخلق إلى المخلوقين برغبتهم ) توكل بر خداوند سبحان را در انگيزههايشان هدف خويش قرار دادهاند و اما ديگر آفريدگان ، فراوان بر غير خدا توكل مىكنند . ( لا يقطعون أمد غاية عبادته ) منظور از « غايت » در اينجا سرانجام است و معناى اين عبارت آن است كه فرشتگان راه درازى را در پرستش خداوند طى كردهاند و با اين حال به سرانجام آن نرسيدهاند ؛ چرا كه تعبد براى وى سزاوارش است و اين تعبد همانند ذات مقدسش حد و حدودى ندارد . ( و لا يرجع بهم الاستهتار بلزوم طاعته إلّا إلى موادّ من قلوبهم غير منقطعة من رجائه و مخافته ) « استهتار » به پيروى از هواى نفس ، بىموالاتى و حرس در